|
|
|
|
|
چندی پیش با هم کیش همسایه ای آشنا شدم که نوشته بود:
" تمام عمر من ویرانی و جنگ من و یک سفره از بی نانی و جنگ جدا کی بوده از همدیگر اینها غریبی و غم و افغانی و جنگ غلام رضا ابراهیمی " حیف شد دوباره ندیدمش که بگویم : غریبی و غم و افغانی و جنگ و حتی جای باران ، بارش سنگ بجای نان و گندم،مین و وحشت به از سنگینی تاوان این ننگ که ایرانی چنین ،ویران سرا شد کنام درد و هذیان، رنگ و نیرنگ......
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:27 توسط میم
|
|
||