|
|
|
|
|
خراب مي كندم عاقبت به چشمي شوخ
موذني كه به وقت نماز مي زده است به شاخه هاي وجودم چه گرم مي پيچد كه طعنه بر نفس سرد باد دي زده است پيـــــاله پشت پيــــــاله صواب مي بارد از آن اقامه كه با چنگ و عود و ني زده است كجا قضا كنم عمري كه بي تو سر شده را سحر به كوچهء در خواب مانده كي زده است! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 9:54 توسط میم
|
|
||